تبليغاتX
خاطرات شخصی خودم

کافی نت

سلام

من الان کافی نتم وقت ندارم اتفاقاتو براتون تعریف کنم

قربون همگی

تا دیداری دوباره

بای

!! نوشته شده توسط دکتر کوچولو | 11:22 | چهارشنبه 26 فروردین1388 •

...بدر

سلااااااااااااااااااااااااام

امروز روز نسبتا" خوبی بود اولش که خیلی بد بود چون مامان اینا با خونواده هایی بیرون رفتن که من اصلا" باهاشون راحت نیستم و خوشم نمیاد ازشون ولی بعد برگشتیم و رفتیم کنار دریای خودمون اونجااااااااااااااااااا بازم اولش بد بود چون اونا هم باما بودن ولی بعد چند ساعت رفتن و جو برای ما (شاید فقط خودم)خالی شد و ما با خانواده دایی اینا موندیم خیلی خوش گذشت الانم تازه از بیرون اومدیم

**** دانش آموزان و دانشجویان گرامی خود را برای تلاش و کوشش آماده کنید .......مدرسه ....دانشگاه

***************موفق باشین

فعلا

باباااااااااااااااااااااااااااااای

!! نوشته شده توسط دکتر کوچولو | 0:24 | جمعه 14 فروردین1388 •

بی عنوان

سلااااااااااااااااااااااااااااام

7روز از سال جدید گذشت

دیروز به جشن عروسی رفتم . نمی خواستم برم ولی استاد گفت بری روحیه عوض کنی بهتره منم حرف گوش کنننننننن گفتم چشششششششششششم و رفتم(اصلا" خوش نگذشت کسی رو نداشتم پیشش باشم دوست عزیزم هم مثلا" بسیجیییییییییییییییییییییییییییی رفته شلمچه من موندم اونجا رفته چیکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

حال مامان دوست عزیزم بهتر شده ........................خدایا شکرت

امروز بر خلاف هر سال که عیدمون خشک خشک و گرمه ........بارون بارید خیلی حال داد

!! نوشته شده توسط دکتر کوچولو | 15:53 | جمعه 7 فروردین1388 •

مامانی

سلام بچه ها عیدتون مبارک

دوستای گلم حال مامان جون یکی از بهترین دوستام خوب نیس براش دعا کنین زود خوب شه(من که همیشه دعا می کنم بخصوص بعد از نماز)

خوب منم نگران حال اونم چرا موبایلتو خاموش کردی نتونم از حالش باخبر بشم......آره با توام چرا خاموش؟؟؟

امیدوارم خیلی زود حالش خوب شه عید بهتون خوش بگذره قربونت برم خودتو ناراحت نکن

بای تا هاااااااااااااااااااااای

شااااااااااااااد شاااااااااااااااااااااااااااااااااااااد شاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد باشین

!! نوشته شده توسط دکتر کوچولو | 23:34 | یکشنبه 2 فروردین1388 •